دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرثیه‌های خاک ... شعر شاملو درخاموشیِ فروغ فرخ‌زاد / ۲۹ بهمنِ ۱۳۴۵ / ... [ و اکنون ، به یاد پدر تئاتر ایران حمید سمندریان ... یادش گرامی‌ ]

1391/04/24 - 18:41 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

به جُستجوی تو بر درگاهِ کوه می‌گریم، در آستانه‌ی دریا و علف.

به جُستجوی تو در معبرِ بادها می‌گریم
در چارراهِ فصول، در چارچوبِ شکسته‌ی پنجره‌یی
که آسمانِ ابرآلوده را قابی کهنه می‌گیرد.

به انتظارِ تصویرِ تو این دفترِ خالی تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟

جریانِ باد را پذیرفتن و عشق را که خواهرِ مرگ است.
ــ
و جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد.

پس به هیأتِ گنجی درآمدی: بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست که تملکِ خاک را و دیاران را
از اینسان دلپذیر کرده است!

نامت سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ِ آسمان می‌گذرد
ــ متبرک باد نامِ تو!
ــ
و ما همچنان دوره می‌کنیم شب را و روز را هنوز را ... !

14 سال و 2 ماه و 8 روز و 22 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)