دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسری با خانوادش بحث ميكنه و از خونه ميزنه بيرون و یك ماه ميره خونه ی يكی از دوستاش بعد يه مدت كه از خونه ميومد بيرون سر كوچه به یه دختر تيكه اي ميندازه ؛يكی از دوستاش ميگه شناختي كی بود؛ ميگه نه؛میگه آبجی همون دوستت بود كه يك ماه خونشون بودی؛ عذاب وجدان میگيره و بعد چند وقت كه تو جمعي با همون دوستش كه يك ماه خونشون بود نشسته بودو داشت مشروب می خورد؛ بهش ميگه رفيق يه بار كه از كوچتون ميومدم بيرون دختري رو ديدم و بهش تيكه انداختم از شانس ننگ ما خواهرت در اومد منو ببخش حرمت نون و نمک شكستم رفيقش پیكو بالا ميگيره و ميگه بزن به سلامتی رفيقي كه يك ماه تو خونمون خوردو خوابيد اما خواهرمو نشناخت.

1391/04/27 - 14:05 در Im in love
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)