دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از بچگی عاشق کوه بودم ولی خیلی می‌ترسیدم از ارتفاع ... با پرویی تمام میرفتم تو ارتفاعهای بلند ولب پرتگاهها ... میگفتم من نمی‌ترسم ولی واقعا می‌ترسیدم ... یه جورایی به خودم دیازپام میزدم ... یه دایی دارم سنش با من زیاد توفیر نمیکنه ... ازم یه چند سال اندکی بزرگتره ... همیشه با هم میرفتیم ... ولی اون بچه شهرستان بود و به چم و خم کوه وارد و منم که گاها میرفتم شهرستان تا با هم چند روزی رو سپری کنیم ... میرفتیم کوه و عشق و حال ... تمام خاطرات شیرین من با اون هستش ... روزایی رو که تو دل طبیعت شب میکردیم ... هنوزم بعد از این همه سال کوه آرامش‌بخش لحظات زندگی منه ... خیلی دلم براش تنگ شده .... یاد اون روزا بخیر ....

1391/04/28 - 10:44 در میکده
1 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

الان خیلی وقته که دیگه از تو ارتفاع بودن نمی‌ترسم ... یادش بخیر فتح دماوند .. سخت بود ولی شیرین ....

14 سال و 2 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)