دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روح جنگل سرد و خاموش، شب گرفته بیشه ها را میزند دستی تبردار، ساقه ها و ریشه ها را تا نوازد روزگاران، نغمه های آدمیت شسته دیگر موج نفرت، نقش پای آدمیت در چنین قرنی بلاخیز، در شب تاریک تردید یک نفر با قلب من گفت، مردی می آید ز خورشید مردی می آید ستم سوز، در نگاهش موج دریا شیرمرد بیشه عشق، مرد مردستان طاها می رسد آن غایب آخر، در بهاری نورسیده شب شکافی همچو حیدر، نسلش از جنس سپیده می رسد از خطه ی نور، تا فروزد جان شب را شعله ی تیغش بسوزد، پرده ی ایوان شب را (ادامه…)

1391/04/28 - 16:44
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)