دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شکایت کند نوعروسی جوان ... به پیری ز دامادِ نامهربان ... ! [بوستان / در عشق و شور و مستی]

1391/04/28 - 17:02 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

که مپسند چندین که با این پسر

به تلخی رود روزگارم بسر

کسانی که با ما در این منزلند

نبینم که چون من پریشان دلند

زن و مرد با هم چنان دوستند

که گویی دو مغز و یکی پوستند

ندیدم در این مدت از شوی من

که باری بخندید در روی من

شنید این سخن پیر فرخنده فال

سخندان بود مرد دیرینه سال

یکی پاسخش داد شیرین و خوش

که گر خوبروی است بارش بکش

دریغ است روی از کسی تافتن

که دیگر نشاید چنو یافتن

چرا سرکشی زان که گر سرکشد

به حرف وجودت قلم درکشد؟

یکم روز بر بنده‌ای دل بسوخت

که می‌گفت و فرماندهش می‌فروخت

تو را بنده از من به افتد بسی

مرا چون تو دیگر نیفتد کسی

14 سال و 2 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 58 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)