ما از آژیر قرمز می ترسیدیم و به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی ، توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم ، ما ویدیو و ماهواره نداشتیم ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است ما خیلی قانع بودیم به خدا صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوپ پوشیده بود توی مجله های قدیمی یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم جرات نداشتیم شماره بدهیم مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نو ها و کاباره های لاله زار کرده بودند و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و [!] بوک بزرگ می شوند و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند و تازه این نسل خود را نسل سوخته میداند. دیگر فرقی هم نمیکند همه در یک دیگ داریم با هم میجوشیم.
1391/04/31 - 10:58 در
نسل آریا فرزند ایران
جانا سخن از زبان....... دهه شصتا سرچ كن ببين چه خبره
14 سال و 2 ماه و 16 ساعت و 27 دقيقه قبل


14 سال و 2 ماه و 16 ساعت و 13 دقيقه قبل