دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از انسانی که تویی ... قصه‌ها می‌توانم کرد ! ... غمِ نان اگر بگذارد ... ! [ شاملو - ۱۳ دیِ ۱۳۴۳ ]

1391/05/01 - 14:24 در شب نامه
3 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از دست‌های گرمِ تو
کودکانِ توأمانِ آغوشِ خویش
سخن‌ها می‌توانم گفت
غمِ نان اگر بگذارد.

نغمه در نغمه در افکنده
ای مسیحِ مادر، ای خورشید!
از مهربانیِ بی‌دریغِ جانت
با چنگِ تمامی‌ناپذیرِ تو
سرودها می‌توانم کرد
غمِ نان اگر بگذارد.

رنگ‌ها در رنگ‌ها دویده،
از رنگین‌کمانِ بهاریِ تو
که سراپرده در این باغِ خزان رسیده
برافراشته است
نقش‌ها می‌تواند زد
غمِ نان اگر بگذارد.

چشمه‌ساری در دل و
آبشاری در کف،
آفتابی در نگاه و
فرشته‌ای در پیراهن،
از انسانی که تویی
قصه‌ها می‌توانم کرد
غمِ نان اگر بگذارد.

14 سال و 2 ماه و 11 ساعت قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)