دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یاد من باشد فردا ،به دل کوزه ی آب ... که بدان سنگ شکست ،بستی از روی محبت بزنم ... تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند ... آبرویش نرود ... ! [کیوان شاهبداغی]

1391/05/01 - 23:05 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

رخ آیینه، به آهی شویم
تا که من را بنشاند در خویش
من در آیینه خواهم خندید
خاطر آینه از اخم، به تنگ آمده است


یاد من باشد، از فردا صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه دل بتکانم از غم
وبه دستمالی از جنس گذشت
بزدایم دیگر تاری گرد و کدورت از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان، بگذارم

14 سال و 2 ماه و 9 ساعت و 30 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)