دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فکر میکنم قبل از این بحث راجبه این فکر کنیم که چرا کسانی که اینجان میخان آیینه وار انگار با خودشون حرف بزنن نه با دیگری..همه از هم فرارین...باهم و بی هم!!

1391/05/02 - 01:31 در بروبکس توییت
12 ديدگاه
./ DoostDar ./

اوا شخصا اصن حس ندارم . حتی کشش فک کردنم ندارم .

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 15 دقيقه قبل
reza

آوا کلن سیستم اینجور جاها اینه...تو توییتو یادت هست که واسه یه بحث قبلش کلی باید اطلاع رسانی میکردی...بعدشم خب حقیقت اینه که اینجا اکثرن تو دیدگاها و خصوصی سرگرمن...یه چیز دیگه هم هست بد تایمی رو انتخاب کردی....حالا میخای دو تایی ببحثیم؟؟..راستی سلام

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 14 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

اوا اون موقع که من جار میزدم کجا بودی . انقد هوار زدمُ هیشکی جواب ندارد .

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبل
ᾋṨἬἝƓἬ

پیش آمده که کسی گفته این نوشتن ها را دوست داشته و این نوشتن ها کمکی کرده و امیدی داده و نفسی رسانده.گاهی این نوشته ها اعتراف می کند زندگیش را، رفیق قدیمیش را و هم خانه همیشه اش را، در آغوش خودش گم کرده و گیج و مانده......ظاهرا افراد برای فرار از دنیای واقعی به اینجا پناه میبرن.......اگر از اینجا هم دل ببرند ؟؟؟؟؟؟

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 9 دقيقه قبل
reza

اون موقع که دوستدار جار میزد کجا بودی آوا؟

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

نمیدونم یادته یا نه رضا . اما من برا این کارا خیلی تلاش کردم .: )

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 5 ساعت و 3 دقيقه قبل
زهره

آوا جان...به نظر من اینجا همه با هم و بی هم هستند چون ما آدما اگه نتونیم به ادامه یه راه مطمئنن باشیم خیلی به ندرت پیش میاد که بخواهیم برای رفتن توی اون راه ریسک کنیم و شاید هم از وابسته شدن هراس داریم ...و از دست د ادن اون انس و صمیمتی که با دوستامون به دست میاریم...یعنی شاید در دنیای واقعی از نبودن دوستی که خیلی بهش احساس نزدیکی میکنم به دنبال راهی باشیم که هر طور شده خبری ازش بگیریم و حداقل علت نبودنشو جویا بشیم ...ولی اینجا یه دوستی یه هو وارد دنیای تو میشه و بعد مدتی از کنارت میره به همین سادگی....

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 15 ساعت و 49 دقيقه قبل
ava

زهره جون یجورایی حرفتو قبول دارم...شاید خود منم به طور ناخودآگاه درگیر همین موضوع شدم..ولی به خودم و بقیه حق نمیدم نسبت به حرفای هم بیتفاوت باشیم و هرکیو بذاریم بره تو لاک خودش تا مثلن راحتش بذاریم و بذاریم تنها آروم باشه..

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبل
ava

عاشق عزیز مخالف این پستها نیستم...ولی قطعا با این اندیشه بلندت قبول داری حرف زدن با دیگری بیشتر ادمو آروم میکنه تا اینکه تو آیینه با خودت حرف بزنی.
دوستدار جان گویا حرفت درسته...اینجا ازین ببحثا راه انداختن خیلی سخته
رضا من بعدا برای عرض ارادت خدمتتون میرسم...منتظر باش!

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل
زهره

ممنونم که به نظر منم توجه کردی آوا جان....یه چیزی هم یادمون باشه عادت به نداشته ها راحت تر از عادت به از دست داده هاست بازم ممنونم

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)