دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم
mohammad_vanpersie

@reza آیا من هم پیری کودک خواهم بود؟

1391/05/02 - 17:09
1 ديدگاه
Bahramمحمدم

روزها عجیب از دستم می‌گریزند و من با گذشت هر روز یک روز به انتهای عمرم نزدیک می‌شوم، نزدیکتر و نزدیکتر تا روزی که دیگر روزی نخواهد بود و باید رفت و آن روزی که دیگر روزی نیست، چندان هم دور نیست و من مانده ام چه کنم؟
پس از گذشت سال‌ها چون موجودی که تازه پا به این دنیا گذاشته است سرگردانم!
بارها فکرکرده‌ام که دریافته‌ام آن را که باید اما پس از چندی به این نتیجه رسیده‌ام که این نیست آن چیزی که باید باشد و در به در به دنبال گم شده‌ام ثانیه‌ها و دقیقه‌ها و ساعت‌ها و روزها و سال‌ها را پشت سر گذاشته ام و هیچ...
سا‌ل‌ها در این وادی ، هر لحظه دست به دامن شاهدی شدم و از سفره رنگین این دنیا لقمه‌های رنگین‌تر برداشتم ولی کجاست آن شرابی که دوای سال‌های تشنگی من است؟
درد من درد بی درمانی است چون اصلا نمی‌دانم چیست و اصلا چرا هست!
وچرا خیلی‌ها این درد را ندارند و چه راحت زندگی می‌کنند و چقدرحسرت می‌خورم به خواب‌هایشان به خنده‌هایشان به زندگی بچگانه‌شان...
وقتی با هم می‌نیشینند و از سود وزیان صحبت می‌کنند چقدر ابله‌اند!
چیزهایی را می‌خرند و می‌فروشند که هیچ تعلقی به ایشان ندارد. می‌نشینند زمین خدا را قسمت می‌کنند و قولنامه و سند و قباله و هزار بامبول دیگر در می‌آورند که مالکیت خودشان را ثابت کنند و خداوند خدا آن بالا نشسته و مثل پدری مهربان به این پسران نادان می‌خندد!
او خوب می‌داند که این کودکان هیچوقت بزرگ نخواهند شد حتی وقتی پیر می‌شوند، وقتی موهاشان سفید می‌شود،‌ حتی وقتی می‌میرند هنوز بچه‌اند و حریص به بازی‌های کودکانه خویش...
خداوندا! آیا من هم پیری کودک خواهم بود؟
آیامن هم کودک خواهم مرد؟
ای خدا!
ای واجب!
ای علت!
ای مطلق!
ای کسی که نمی‌دانم چیستی ولی می‌دانم که هستی!
به من بگو چه کنم؟!
بیا ره را به من بنمای در بگشای...

14 سال و 1 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 34 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)