دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به رویم درِ رحمت ای «عشق» وا کن / از این ره مـرا با «خدا» آشنا کن / شکستم به هم، زان پر و بال ِخود را / کـه دیگـر نگویم ز دامم رها کن / ... ! [محمد قهرمان]

1391/05/03 - 20:05 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

به رویم در رحمت ای «عشق» وا کن
از این ره مـرا با «خدا» آشنا کن

نیَم از سر ِدیگران، پس در این بزم
حسابِ مرا از حریفان جدا کن

مرا تا خطِ جور، پُر کن پیاله
به کم ظرف، در سرمه دان می عطا کن

مـراعاتِ نازکدلان فرض باشد
چو گلدان ِچینی مرا جا به جا کن

بساطِ هـنر را متـاع کسادم
به چیزی نیرزم، به هیچم بها کن

الا ای در آمیخته با وجـودم
از این بیشتر فکر ِاین مبتلا کن

شکستم به هم، زان پر و بال ِخود را-
کـه دیگـر نگویم ز دامم رها کن

چــه دانم که شهزاده ام یا گدایم؟
تو شهزاده خوان، یا گدایم صدا کن

ترا می پرستم، گَرَم دوست داری
زبـانی برنجـان، کلامی ادا کن

ز «من» بودن ِخود، دگر شرم دارم
مرا در هم آمیز با خویش و «ما» کن

زمانی که با حق به راز و نیازی
عزیز دل من! مرا هم «دعا» کن

14 سال و 1 ماه و 28 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)