جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ Bahramمحمدم تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
از قدیم و ندیم گفتن که فلان.از قدیم و ندیم گفتن که بهمان.از قدیم و ندیم گفتن که فلانی که فلانِ، بهمانشم فلانه. قدیمیا میگن که اگه فلانی فلانش فلان باشه ،بهمانش تو فلان جا بهمانیو فلان میکنه و اگه تو اون فلان جا فلانش فلان نباشه خاک تو سره فلانِ بهمانی میشه و از تو بهمانش فلانش میزنه بیرون.اصلا قدیمیا یه چیزه دیگه بودن.اصلا حرفای قدیمیارو باید با آب طلا نوشت.اصلان اینا رسمِ .این رسم و رسومو قدیمیا واسه ما به یادگار گذاشتن . اِاِاِاِاِاِاِاِ بچه زبونتو گاز بگیر اینا همشون رسوم قدیمیای آب طلاست .قدیمیا هرچی گفتن راست گفتن .اصلا قدیمیا..... . بابا ولمون کنین سر جدتون ،بابا دست وردارین از سره ما جونِ بچتون.اصلا گور بابای قدیمیام کرده.آخه تا کی باید به خاطر این آب طلا که اندازه آب حلبیم ارزش نداره پوست از سرمون کنده شه.من نمیدونم چرا هنوز که هنوزه با این همه خیره سرمون پیشرفت(که البته جای بحث داره)ما این قدیمیای نسبتا محترممونو ول نمیکنیم بزاریم برن پی کارشون.من نمی دونم چرا هنوز یه سری از آدما فکر میکنن که ما از قویه مخیله عاجزیم و همش باید دنبال یه چیزه دیگه راه بیفتیم .تازه وقتی این انتقادو بهشون میکنی دم از اصالت عقل و هر کسی کو دور مان از اصل خیش میزنند و تازه یه چیزه دیگه که این آخریا دیدم این بود که از نظریه تنازع بقائ داروین مایه میزارن وبه قول خودشون به پست مدرنیزم پل میزنند که من ربطشو هیچ رقمه نمیفهمم.میدونی من یه کم فکر کردم بعد خودمو گذاشتم جای یکی از این آدمای مجهول الاهویه،بعد دیدم به این نتیجه رسیدم که به نظرم میرسه(به نظر من نَها،به نظر اون میرسه)که با یه دید عمیق فلسفی البته از نوع فلسفه های میدون سبزی،عقل یه دوره ای از تاریخ مجهول ظهور کرده وبا تابش نه چندان پر نورش یه سری از آدما رو متمول کرده(همون قدیمیای کذا)و تا دیده اینا از خودشون ویبراسیون تحولو در کردن واسه این که برگ برنده رو داشته باشه و فردا رو از وجود خودش بی بهره بزاره تا همه دربه در دنبالش تاخت برن و ارزشش بیشتر بشه،
14 سال و 1 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبلسریع عفول کرده و مابقی جهانو تو ذلالت مطلق گذاشته.و در نتیجه از اون نسل منقرض شده یا به قول آمیرزا چهره نما، نگاتیو نور دیده به این ور دیگه خلائی از عقل به وجود اومده که آدمای مفلوک وبخت برگشته ی این حفره تاریخی مهکذا مجبوراً درکوچکترین پیش آمد زندگیِ به قول ارستو آمرانه خود یه کام بکی به فرمایشات آن تیر و طایفه از ما بهتران عقل زدهِ ی دانای کل خود داشته باشند و حسب مورد کسب تکلیف نمایند،و آن بزرگ مردان هماوردهای هول هم که میدونستند ما امروزه به این نکبت بی خردی و عقل گرایی و انتی ماین و تهاجم فرهنگی و استکبار جهانی و ... گرفتار میشیم رابه راه از خودشون نظریات کارشناسی ساتع کردند که دامَنَش اینقدر وسیعه که هیچ نکته ای رو از قلم ننداختند حالا شما از خواص اسفند دود کردن برای جلوگیری از چشم زخم مادر شوهر بگیر تا روشهای مکانیزه کردن دستگاه های دولتی در جوامع ملوک الطوایفیه فئودال زده ی بدبخت با درآمد سرانه سی وپنج هزار دلار.ولی چیزی که مهمه در امروز این کام بک دوستانی که ذکر وصفشون شد آخر کار نیست که ای کاش بود.نه تنها کار به استعلام ازاین فیوضات معنوی خاتمه پیدا نمی کنه بلکه بعضی از این شیر پاک خوردگانی که از اون پدران شیر مرد یا به قول این ارولوژیستای خودمون نیای اصلی، شاخه مویِ رعنایی در تنشون دارند با استناد به گوهراتِ اظهاری مکتوبه ومشهوده دست به روشن گری و تفسیر این کلام های طلایی میزنند.همون طور که یک بار خودم شاهد این امر خطیر بودم و به جونِ مامانم اگه دروغ بگم که زیر گذر بزرگ مرد تاریخ، حج میرزا دربه در یا به روایتی میرزا آجان با همین گوشای خودم شنیدم که اکبر آقا ماسبند از این ور گذر از پشت کرسی سخنوری خودشون پشت دخل ماسبندی،خدمت کمال آقا قصاب ،معروف به کمال قالتاق که من شخصا به علت بیست سی هزارتومنی که بدهکارشونمم ارادت خواصی بهشون دارم، در اونور گذر طی بیانیه ای غیر رسمی و نطق سر گشاده ای ابلاغ کردنند که مگه قدیمیا نگفتند که از دوعای گربه بارون نمیاد؟
14 سال و 1 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 10 دقيقه قبلپس چرا دیشب که حساب این گربهَ رو با اون چب دستی رسیدم در اخرین لحظه فرارش یه نگاهی خشم ناک توام با حس انتقام و عناد به من کردو یه نگاهیم به آسمون،بعدشم به نیم ساعت نکشید که بارون زدو آب تمامِ مغازرو برداشت.کمال خان هم که داشت ساتورو تو هوا میچرخوند تا شقه گوشتو تبدیل به دو شقه گوشت کنه این کارو نکردوساتور آورد پایین وگذاشت رو پیش خون و بعد با دستای چربش سیبیلای شاه عباسیشو یه چرخی دادو فرمود اکبرآقا از شما دیگه توقع نداشتم تو این بحبوحه تحریف عقاید نیاکانموم به این ماجراها دامن بزنید.بعدشم با چند لحظه مکث فرمودنند بابا جون قدیمیا گفتن از دوعای گربه کوره بارون نمی آد نه هر گربه ای.اکبر آقا رفت تو فکرو ازسر استیصال گفتند هااااان.و اذعان داشتند که حالا تکلیف چیه که ایشون هم در جواب فرمودند که باید طبق سخن پدرانمون عمل کنیم یعنی باید گربه رو بگیریم کورش کنیم تا دیگه از دوعای گربه کوره بارون نیاد.حالا این که با چه حقه و کلکی گربه رو گیر انداختند و با آیین ورسمو خاص چشای اون مادر مرده رو از حدقه در آوردن بماند.البته این یه نمونه کوچیکی در باب نتیجه گیری از سخنان گهر بار قدیمیا بود که فکر کنم واسه رسوندن مطلب کفایت کنه.می دونم که شما هم موندین یه لنگه پا مثله من رو این موضوع که چرا در امروزی که دارای این نسل جونه که داعیه خرد گرایی رو داره هنوز باید این نوع تفکر قربانی بگیره؟اون گربه یه مثال بود.شایدم نمادی بود که خیل جونایی که هنوز والدینی با این نوع تفکردارند درش نمود پیدا میکنه.این درسته که تِزِ اکبر آقا ماسبند و آنتی تِزِ شاغلام قالتاق بیشتر به یه قصه کمدی شبیهِ اما اون سنتزی که از نتایج حرف هاشون حاصل میشه و خِره گربه مادر مرده رو میگیره این داستانو به یه درام اجتماعی مبدل میکنه که روحش در تمامی زندگی نسبتاٌ مدرن امروز ما به یه نحوی مستتره.و راستش گاهی اوقات این قدر مغایر با اصول دو دو تا چهارتا می شه که آدم پیشه خودش میگه صد رحمت به .... .و این اطمینان وجود خواهد داشت که این خالی ما یا بهتر بگه آنسپیس ما با این نوع نگرش پر نخوهد شد.شاید بهتر باشه به دنبال خلا روانی افراد باشیم تا این که بگیم چرا و چی پرش کرده.البته این طور سطحی هم به موضوع نگاه کردن موجب برداشتی بچه گانه از موضوع خواهد شد.این تنها یک رشته از یک کلاف بزرگ در هم تنیده بود که من کشیدمش بیرون.
14 سال و 1 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبلحالا از این حرفا بگذریم ،من فقط اینو میدونم که اگه از قدیما نگفته بودن که دختر و پسر خوبیت نداره شیرینی خورده هم باشن و بیشتر از چند روز عقدشون جاری نشه و اگه این خان دایی ما عقلشو دستی این حرفا نمیداد و لااقل یک ماه با خانومه سابقش نامزد کرده بود تا همدیگرو بشناسن الان دیگه لازم نبود واسه پرداخت مهریه اون خانوم مثه الاغ بندری از صبح تا شب حمالی کنه و اخر ماه تمام درآمدشو به علاوه چندر غاز درآمد باباش دسته کنه بره بده به مثلا خانوم سابقش.البته بهتره که یه طرفه به قاضی نریم و همه این حرفارو با یه چوب نرونیم و حتما از انصاف دوره که نگیم گاهی اوقات به نکات مهمی هم در این نسخ ذی قیمت برمیخوریم که میتونه راه سعادت بشرو نشون بده و ما رو خووووشبخت کنه(ما که تا حالا ندیدیم).حالا خدا کنه صابون این قدیمیا به تن شما نخوره.به تن ما که خورده،حسابیم خورده اون قدر که کفش داره چشامو میسوزونه.اخه از قدیم و ندیم گفتن...
14 سال و 1 ماه و 25 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبل