یه پستِ متفاوت ... مثلِ خیلی وقت های دیگه که خیلی حرف ها دارم ... داشتم تو نت می چرخیدم ، چشمم به این عکس خورد ...این دستا ، همون دستاییِ که با کلی مهر و محبت و عشق و علاقه بچه هاشونو بزرگ کردن و آخرش هم ... طرفِ حرفم با اوناییِ که مامان و باباهاشون زمین گیر شدن و بچه ها اونا رو فرستادن خانه ی سالمندان ، یا به هر نحوی به اونا کم توجهی می کنن و خیلی وقت ها هم بی توجهی ... چطور مامان و باباها میتونستن از پسِ ده تا بچه و خیلی وقت ها حتی بیشتر از ده تا ( قدیما تنظیم خانواده کیلو چند بود؟! ) ، اون وقت همون بچه ها ، از پسِ یه دونه مامان و یه دونه بابا برنمیان ... چطوری میشه آخه ؟!