دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز توی اتوبوس یک خدایی روبه روی من نشسته بودهی بمن میخندید منم هی به زیپ شلوارم نگاه میکردم ببینم بازه دیدم نیست بعد به لباسام و.... گفتم نکنه انقدر اوسکلم که این اینطوری بمن میخنده؟؟؟؟دیگه میخواستم بلند بشم بزنم زیر گوششکه دیدم باباش اومد بردشبنده خدا عقب موندگی ذهنی داشتولی خوشحال شدم....فهمیدم انقدرم اوسکل نیستم

1391/05/08 - 14:41

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)