دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مي دونم رفتي واز دور به گريه هاي من مي خندي اما اين گريه ها هديه اي از قلب توست كه به من داده اي وقتي دستان سردم را گرفتي وگفتي با من بمان سرزنش دستانت به اعماق قلبم رفت وبرگشت وگفت ماندني نيست اكنون ياد آن دستان لرزان افتاده ام خيلي محتاج همان دستان لرزانم تو كه مي دونستي يه روزي ميري چرا دستانم راگرفتي؟؟ چرا به قلبم قوت زنده ماندن دادي چرا خنجرعشقت را به درون قلبم خردكردي ونماندي؟چرا چرا چرا؟؟؟

1391/05/08 - 23:02

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)