دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادمه حدوداً 4یا 5 سال پیش یه اتفاقی می خواست برای من بیفته ... یعنی این طور بگم که خیلی وحشتناک بود ... الان هم با یاد آوریش تنم میلرزه ... اشک تو چشام حلقه زده ... درسته الان خیلی انسان بدی هستم ولی دوست داشتم باهاتون حرف بزنم در مورد گذشته ... وقتی تو یه لحظه یکی اومد تو دلم و بهم گفت صدا کن حضرت ابوالفضل (ع) رو ... از نای دلم و وجودم . صداش کردم گفتم که یا حضرت ابوالفضل (ع) خودت بهم کمک کن و آبرویه من و نریز .. انگار مثله آب روی آتیش بود ... فقط با یه صدا . فقط با یه ذکرش . فقط با بردن اسمش . چنان نگاهی تو همون لحظه بهم کرد که همه چی درست شد ...

1391/05/09 - 02:25
1 ديدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)