دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بازگشتن آرامم نمی کند حتی به شعرراه رفتن آرامم نمی‏کند که نخواست همگامم باشد آن دیگری اما چه بگویم وقتی زخم‏ها در شعرم متولد می‏شوند و اندامم در کلمات آرامش می‏یابند تار است کلماتی که به آن دلبسته‏ایم سرد‏ است روزهایی که در آن زندگی می‏کنیم و خبری نیست از مقصدی که پیش رو داریم وقتی شقیقه هایم از تحمل زخم های کهنه تیر می کشند مجبور می شوم به دورترین عزیزترینم با بلندترین صدا بیندیشم … غاری یک نفره ام در طبقه ی دوم آپارتمانی در محله ای شلوغ صبح ها بیرون می زنم از خودم دنبال کوهی که جا برای غاری یک نفره داشته باشد شب ها بر می گردم به خودم آتش روشن می کنم و روی دیواره هایم طرحی می کشم از معشوقه ای که ندارم

1391/05/09 - 13:46
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)