دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شادمان از آنم که صبح به صبح در پای یک بچه روستائی ...شادمان می دود ...او هم میداند که من دیگر کهنه شده ام ...اما همه شادیهایش را با من قسمت می کند....ولی امان از فصل بهار و جامه نو به تن کنان....

1391/05/10 - 13:27 در شب نامه
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)