دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از هجـــر رخ یــــارم، غــم هــــای کهـن دارم / بنشین به کنار امشب، ای مـاه سخن دارم / پروانــه اگـــــر ســوزد، با شمـــع خود افـروزد / خورشید رخ جانان، داغی ست که من دارم / ... ! [حامد مرادی (وامق)]

1391/05/10 - 13:47 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از هجـــر رخ یــــارم، غــم هــــای کهـن دارم
بنشین به کنار امشب، ای مـاه سخن دارم

از نالــه ی شبگیـرم، شب ها بـه ستوه آمد
بــــازم شب دیگـــــر شد، فــریـــاد زدن دارم

پروانــه اگـــــر ســوزد، با شمـــع خود افـروزد
خورشید رخ جانان، داغی ست که من دارم

بر صورت رخشانش، گلــزار تبســـم هاست
زان رخ،به خیال امّا !، صد دشت و دمن دارم

آواز کن ای مهتـــاب، تا خـواب بگیــرد چشم
بیـــدار شـــوم صبحـی، کاو را به چمن دارم!

14 سال و 1 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)