دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آرامش مرداب به دریا نبرازد ... زین بیشترم دم, بده آری به تلاطم ... شوقی که سخن با تو بگویم ، گذرم داد ... موسای کلیمانه ز لکنت به تکلم ... !

1391/05/10 - 13:59 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

بارید صدای تو و گل کرد ترنم
انبوه و درخشنده چنان خوشه ی انجم
تعبیر زمینی هم اگر خواسته باشی
چون خوشه ی انجم نه که چون خوشه ی گندم
عشق از دل تردید بر آمد به تجلا
چون دست تیقن ز گریبان توهم
خورشید شدی سر زدی از خویش که من باز
روشن شوم از ظلمت و پیدا شوم از گم
آرامش مرداب به دریا نبرازد
زین بیشترم دم, بده آری به تلاطم
شوقی که سخن با تو بگویم ، گذرم داد
موسای کلیمانه ز لکنت به تکلم
بسم الهت ای دوست بر آن غنچه که خنداند
صد باغ گل از من به یکی نیمه تبسم
شعر آمد و بارید به همراه صدایت
الهام به شکل غزلی یافت تجسم
دادم بده ای یار ! از آن پیش که شعرم
با پیرهن کاغذی آید به تظلم

حسین منزوی

14 سال و 1 ماه و 22 روز و 2 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)