دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پسرک گل فروش گلهاش توی دستش بود،نشسته بود لب جدول رفتم نشستم کنارش گفتم:برای چی نمیری گلات رو بفروشی؟ گفت:بفروشم که چی؟ تا دیروز میفروختم که با پولش ابجیمو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مْرد... با گریه گفت:تو میخواستی گل بخری؟ گفتم:بخرم که چی؟ تا دیروز میخریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...! اشکاشو که پاک کرد یه گل بهم داد با مردونگی گفت: بگیر ، باید از نو شروع کرد تو بدون عشقت......من بدون خواهرم.......

1391/05/10 - 15:36
11 ديدگاه
هیــــــــــوا

مهدی قشنگ بود حالا اون گل و رد کن بیادبینم

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 14 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)