دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادِ آن روز که از همتِ بیدارِ جنون / زین قفس تا سر کویت پَر پروازم بود / خواستم عشق تو پنهان کنم و راه نداشت / پیش این اشکِ زبان بسته که غمازم بود / ... ! [شفیعی کدکنی]

1391/05/11 - 16:39 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

کاش سویِ تو دمی رخصتِ پروازم بود
تا به سویِ تو پَرَم بال و پری بازم بود

یادِ آن روز که از همتِ بیدارِ جنون
زین قفس تا سر کویت پَر پروازم بود

دیگر اکنون چه کنم زمزمه در پرده‌یِ عشق
دور از آن مرغِ بهشتی که هم‌آوازم بود ؟

همچو طوطی به قفس با که سخن ساز کنم
دور از آن آینه رخسار که همرازم بود ؟

خواستم عشق تو پنهان کنم و راه نداشت
پیش این اشکِ زبان بسته که غمازم بود

رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور
که نگاهت مدد طبع سخن‌سازم بود

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 1 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)