دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این روزها نه حوصله دوست داشتن دارم، نه میخواهم کسی دوستم داشته باشد!

1391/05/11 - 19:45 در پارادوکس
6 ديدگاه
آقای ... .

تو کجایی سهراب ؟

آب را گل کردند

چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...

وای سهراب کجایی آخر ؟ ...

زخم ها بر دل عاشق کردند

خون به چشمان شقایق کردند ...

تو کجایی سهراب ؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،

همه جا سایه ی دیوار زدند ...

ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! ....

دل خوش سیری چند ؟

صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...!
قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟!؟!

14 سال و 1 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 3 دقيقه قبل
آقای ... .

ایمان

ازکسانيکه ازمن متنفرند سپاس،آنها مراقويترميکنند
ازکسانيکه مرادوســــــــــت دارند ممنونم،آنان قلب مرابزرگترميکنند.
ازکسانيکه مراترک ميکنند متشـکرم،آنان بمن مي آموزندکه هيچ چيزتاابد ماندني نيست
ازکسانيکه بامن مــيمانند سپاسگزارم،آنان بمن معناي دوست واقعي رانشان ميدهند
دشمنانم كمربہ نابوديم بستہ اندو بازهم ميستايندم؛زيرا كہ من اگرقابل ستايش نباشم نہ دوستے خواهم داشت,نہ حسودے ونہ دشمنے ونہ حتے رقيبے..؛ من قابل ستايشم

14 سال و 1 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 1 دقيقه قبل
آقای ... .

در جلسه امتحان عشق من

مانده ام و يك برگ سفيد ، يك

دنياحرف ناگفتني و يك بغل تنهايي

و دلتنگي. درد دل من در اين كاغذ

كوچك جا نمي شود و در اين

سكوت بغض آلود قطره كوچكي

هوس سرسره بازي مي كند!

و برگ سفيدم عاشقانه قطره را

به آغوش مي كشد و در آخر بايد

اعتراف كنم عشق تو نوشتني

نيست آى واي ! وقت تمام است

برگه ها بالا ...

14 سال و 1 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 58 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)