دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواستم گواهینامه بگیرم مامانم باهام میومد و تو اون یک ساعتی که میشست تو ماشین مامانم: آقا مربی بفرما بیسکوییت بخور ! دخترم تو هم بخور مربی خانوم در حین آموزش جرمه نوش جونتون بعد از 5 دقیقه گوشیش زنگ میخورد و بلـــــــــــــــند الــــــــــــــــو سلام اعظم جان خوبی؟؟ عه موتور خونه خراب شده؟ عه مادر شوهرت ؟؟؟ ها ها ها !! شما چه خبر قرربونت برم من ........ بعد از چند دقیقه مامانم: چقد ر گرمــــــــــــه کولر نداره ماشینتون آقای مربی؟ مربی و من : مامانم: ای کاش میشد حالا که این همه اومدیم یه دقیقه نگه میداشتین من میرفتم قسطمو به آقای محمدی میدادم سر ماهه روز آخر هم یه ماشین بوق زد پشتم که راه بدم بهش مامانم خیلی شیک شیشه رو داد پایین: هـــــــــــــوی گاو میش مگه نمیبینی دخترم داره تعلیم میبینه؟؟ کوری مرتیکه خر ؟؟؟؟ ما بگذریم...... یه یک سالی طول کشید تا به من گواهینامه دادن

1391/05/11 - 21:37
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)