جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ *^*دل شکسته*^* تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
نگاهی يک جهان فرياد
14 سال و 1 ماه و 18 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبلنگاهی ، يک جهان فرياد ، نفرين ، خشم
قلب آسمان را سخت می کاويد،
می کاويد ، می کاويد .
زمين لرزيده بود اما
نگاهی از شرنگ درد مالامال
به دنبال کسی در آسمان ، انگار می گرديد ،
می گرديد ، می گرديد .
زمين لرزيده بود اما ،
نگاهی آتشين ، چون خنجری خونبار ،
چيزی از خدا انگار ،
می پرسيد ، می پرسيد ، می پرسيد...
زمين ، همتای مادر ، قرن ها آن سادگان را
با همه توش و توان خويش می پرورد .
زگندم زار و شاليزار ،- پاس رنجهاشان - ،
سفره می گسترد ،
آب از چشمه می آورد!
همه شب ،
سر به دامانش ، کنار يکدگر ، افسانه می گفتند .
زمين ،
همتای مادر ،
بر سر بالينشان بيدار ،
تا آسوده می خفتند !
در آن دوران تاريک و تباه و تلخ بمباران ،
- تگرگ مرگ -
خزيده کنج پستوها
به زير بال هم ، همچون پرستوها
اگر خشت و گل آن بام ها - باری - نه چندان مرد ميدان بود
زمين ،
در زير پاشان ،
تکيه گاهی کوه بنيان بود !
چه نيرويی به جان او شبيخون زد ؟
که اين سرگشته ناگاه از مدار خويش بيرون زد!
زمين ، آن شب ، چه بدهنگام و بی آرام ، می لرزيد ،
می لرزيد ، می لرزيد...
زمين ، آن تکيه گاه ،
آن جان پناه ،
آن کوه ، آن نستوه ،
از بنياد می لرزيد ، می لرزيد .... می لرزيد !
می لرزاند ،
می لرزيد
می پيچاند ،
می لرزيد
می تاراند ،
می لرزيد
می چرخاند ،
می لرزيد
زمين آن شب ، چه وحشتناک ، ناهنجار ،
می کوبيد ، می پاچيد ، می پيچيد ،
می لرزيد ، می لرزيد...
صدای مهربان لای لايت کو ؟
لبت کو ؟ بوسه ات کو ؟ گونه هايت کو؟
نوازش های با جان آشنايت کو؟
بيا ، نور نگاهت را چراغ شامگاهم کن !
بيا آن دست های گرم را پشت و پناهم کن !
بيا
در اين سياهی ها ،
نگاهم کن ! نگاهم کن !...
صدا با گريه می آميخت
صدا در گريه می آويخت
نه تنها بام و ديوار و در و ايوان ،
که گفتی تکيه گاهی آهنين بنيان فرو می ريخت .
زمين لرزيده بود اما
نگاهی يک جهان فرياد ، نفرين ، خشم
نگاهی از شرنگ درد مالامال
نگاهی غوطه ور در اشک
نگاهی - همچنان تا جاودان نوميد -
به دنبال کسی در آسمان ، انگار می گرديد
می گرديد
می گرديد....