دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گل هاش توی دستش بود نشسته بود لب جدول .. رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گلهاتو بفروشی ؟؟ گفت : بفروشم که چی ؟! تا دیروز میفروختم که با پولش مادرم رو ببرم دکتر اما دیشب حالش بد شد و مُـرد .. با گریه گفت : تو میخواستی گل بخری ؟ گفتم : بخرم که چی ؟ تا دیروز میخریدم برای عشقم اما امروز فهمیدم میخواد بی دلیل فراموشش کنم .. اشکاشو که پاک کرد یه گل بهم داد و با مردونگی گفت : بگیر باید از نو شروع کرد تو بدونِ .. منم بدون ..

1391/05/12 - 04:36 در مادر...

بازنشر

(4 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)