دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلم را سپردم به بنگاه دنیا.... وهی آگهی دادم این جا و آن جا ...وهر روز برای دلم مشتری آمد و رفت....... وهی این و آن سرسری آمد و رفت ....ولی هیچ کس واقعاً اتاق دلم را تماشا نکرد! دلم قفل بود ، کسی قفل قلب مرا وا نکرد ....

1391/05/15 - 11:58 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
فردایی دیگر

یکی گفت : چرا این اتاق ، پر از دود و آه است ؟!

یکی گفت : چه دیوارهایش سیاه است!

یکی گفت : چرا نور این جا کم است ؟

و آن دیگری گفت :

وانگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

و من تازه آن وقت گفتم :

خدایا تو قلب مرامی خری؟

و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه پشت خود ، بست !

ومن روی آن در نوشتم :

ببخشید دیگر برای شما جا نداریم!

از این پس به جز او ، کسی را نداریم.



"عرفان نظر آهاری

14 سال و 1 ماه و 29 روز و 40 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)