دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من خواب تو را می دیدم و رویایت را به گردن می آویختم .... تو با من می خوابیدی و رویا می ربودی از سینه ام ....ما هر دو شاعر شدیم ......من از دردِ رویاهای ربوده به خود می پیچیدم و مردم می گفتند: عجب شعرهایی!... تو الهام می گرفتی از هر انحنا و به مردم می گفتی: ببینید چه شعرهایی!...

1391/05/16 - 11:53
11 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

مخاطب منه هااااا. کسی بهش چپ نگا کنه با من طرفه ....

14 سال و 1 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبل
اميررضا

چشو چال مايي آبجي ،‌ آخ ببخشيد داداش چه طوري مخاطب خاص من ؟؟؟؟

14 سال و 1 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 4 دقيقه قبل
اميررضا

از اين به بعد به يوسف به چش خواهري نگاه كنيدا ، آخ ببخشيد برادري... چون يوسف مخاطب خاص خودمه

14 سال و 1 ماه و 15 روز و 10 ساعت قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

یه بووووقی ازت بسازم امروز که دومیش ساخته نشده باشه تو جهان..... حدود ساعت 5 انقلاب باشیاااااا ...

14 سال و 1 ماه و 15 روز و 9 ساعت و 54 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)