چه زود دير شد !! جمعه صبح...زنگ خونه بچه ها...توپ پلاستیکی...مهارت دولایه کردنش ..کل کل کردنا ( من تک شما همه)... فرستادن یه نفر به کوچه پایینی واسه مسابقه...آدمهای بی اعصاب که میومدن وسط بازی که برید خونه هاتون... ماشینی که وسط بازی رد میشد و آجر دروازه رو خراب میکرد... شلنگ آّب و آّب خوردن دست جمعی ..مسابقه روپایی...سوباسا و هم تیمی هاش... و دختری که دوست داشتی با دوستش رد میشد و تو بازی تو بهتر میکردی...اون روزاي من خاک روشه....ما آخرین نسلی بودیم که تو کوچه ها بازی میکردیم..... به سلامتي نسل خودمون(م . ه . د . ی)
@:)♥ ELI :)♥ (مهلبون دنبالر)
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل@╰☆╮ پرندیس ╰☆╮
یادمه مهدی جان یادش بخیر کاش الانم همون موقع بود
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 29 دقيقه قبلآره به خدا فقط بچه های اون دوره زمونه درک میکنن که چقدر خوش بودیم
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 28 دقيقه قبل@امیرفال
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبلهمیشه آرزو میکنم کاش برمیگشتیم به اون موقع ...با آدمهای ساده و مهربون با بچه هایی به پاکی آب ...دخترا واقعا دختر بودن و پسرا واقعا پسر ...امام الان چی...
14 سال و 1 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 27 دقيقه قبل