دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تا در تو خیال خاص و عام است / از عشق نفس زدن حرام است / تا هیچ و همه یکی نگردد / دعوی یگانگیت عام است / تا پاک نگردی از وجودت / هر پختگیی که هست خام است / ... ! [عطار]

1391/05/18 - 18:22 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

چون اصل همه به قطع هیچ است
این از همه، هیچ ناتمام است

تو اصل طلب ز فرع بگذر
کین یک گذرنده و آن مدام است

چون او همه را ندید می‌گفت
اکنون جز ازین همه کدام است

هر مرد که مرد هیچ آمد
او را همه چیز یک مقام است

تا تو به وجود مانده‌ای باز
در گردن تو هزار دام است

کانجا که وجود دم به دم نیست
اصلت عدم علی‌الدوام است

شرمت نامد از آن وجودی
کان را به نفس نفس قیام است

بگذر ز وجود و با عدم ساز
زیرا که عدم، عدم به نام است

می‌دان به یقین که با عدم خاست
هرجا که وجود را نظام است

آری چو عدم وجود بخش است
موجوداتش به جان غلام است

چون فقر عدم برای خاص است
کفر است کزو نصیب عام است

گر تو سر هیچ هیچ داری
در هر گامت هزار کام است

وامانده به ذره‌ای تو کم باز
هرگز نه تو را جم و نه جام است

عطار ز هیچ هیچ دل یافت
آن دل که برون دال و لام است

14 سال و 1 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)