دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داستان مهربانی ... ! [منطق الطیر- عطار نیشابوری]

1391/05/19 - 01:12 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

داستان مهربانی حضرت علی بر قاتلش
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼

چونک آن بدبخت آخر از قضا
ناگهان آن زخم زد بر مرتضی،

مرتضی را شربتی کردند راست
مرتضی گفتا: «که «خون ریزم» کجاست؟

(شربت:نوشدارو، خونریز:قاتل، مرتضی را شربتی کردند راست: برای مرتضی شربتی آماده کردند)

شربت، او را دِه نخست، آنگه مرا!
زانک او خواهد بُدَن همره مرا»

(اول به او دارو بدهید، سپس به من، زیرا او همراه خواهد بود)

شربتش بردند او گفت اینت قهر
حیدر اینجا خواهَدَم کشتن به زهر

(خونریز فکر کرد که حتما او از روی قهر و انتقام می خواهد به زهری او را از پای درآورد، بنابراین ننوشید)

مرتضی گفتا: «به حقّ کردگار،
گر بخوردی شربتم این نابکار،

من همی ننهادمی بی او به هم
پیش حق در جنت المأوی قدم»

(علی گفت به خداوند سوگند که اگر او از این شربت می خورد بی او به بهشت گام نمی نهادم)

مرتضی را چون بکُشت آن مرد زشت
مرتضی بی او نمی‌شد در بهشت

بر عدو چون شفقتش چندین بُوَد،
با چو صدیقیش هرگز کین بود؟

(شفقت: مهربانی)

آنک چندینی غم دشمن خورد
با عتیقش دشمنی چون ظن برد؟

(عتیق:دوست دیرین یا گرامی)

با میان نارد جهان بی‌کنار
چون علی صدیق را یک دوست دار

(دنیا دیگر دوست دارنده ای مانند علی را نخواهد آورد)

چند گویی مرتضی مظلوم بود؟
وز خلافت راندن محروم بود؟

چون علی شیر حق است و تاج سر،
ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر!

14 سال و 1 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 30 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)