جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
..... آنـــــــــــچه بــــــاید بـــــــــدانید ....
... ولی اگه بتونم یه پولی به دست بیارم ... اونموقع همه چی عوض می شه
... آرررره ... اون سایتا مال ِ منه ! ... فقط و فقط مال ِ من<
!
... من به پرنده م آرزو دارمممممم **** !
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 34 دقيقه قبل.:. فــلـشـــ بــکـ 24 ســـاعتــــ قـبلــ .:.
#کتی @✔کتــ☾ــے ... بالِ #فــریبا (مهم نیست کدوم) رو می گیره و به گوشه ای می کشه .
- جوووووجووووو ... ما باید اینو به بقیه خبر بدیم !
- کــــــــــتی ! ... وقتمون خیلی کمه ... با توجه به محاسبات ِ من ، احتمال ِ موفق شدن ِ ما به شرط ِ خبر دار شدن ِ بقیه حدود یک دهمه ... تازه ... مگه نشنیدی چی گفتن ؟ ... میکروبلاگ / دنبالــــــر ! ....
فنچ به دلیل ِ ترشح ِ بیش از حد ِ هورمون ِ طمع شروع به خاروندنِ بالِ خودش می کنه و کتی هم به فکر فرو می ره .
< فلانی که دیگه رئیس نیست ... فلانی که دیگه رفته زن گرفته عمرا سراغ ِ من نمیاد ... تازه فلانی دیگه پیداش نیست ... بابا فلانی هم که مرده و مامان فلانی و داداش فلانی که معلوم نیست کجائن ... شدم یه بچه یتیم ِ بیوه ی بدبخت بیچاره !
- هووووم ... کتی فکر نمی کردم انقدر تک خور باشی!
- تو الان شنیدی من چی گفتم ؟!
-آره بلند بلند فکر می کردی ... گفتی همش مال ِ تو ؟
- نه نه ... دنبالر مال ِ من ... آریا مال ِ تو ! نصف نصف !!
فریبا دست توی پرش می کنه و یه کاغذ و قلم در میاره و شروع می کنه به نقشه کشیدن ...
===
- کتی ببین متنش ردیفه ؟
Modiriate Very Mohtarame Site Donbaler ... I Am Katy, The God Of Post And I'm Bache Karaj !!! ... I Send You Finch To Booogh And I Hope You Have A Good Time ... Enjoy As Much As You Can !!! ... It's Free !!!
Ghorboose Shoma ... Kiss You !
Katy ... Karaj ... Iran
- من می ترسم کتی
- فقط به سایت ِ مورد نظر فکر کن !
چشمای فریبا شبیه دلار می شه ... کتی اونو توی جعبه می چپونه و یه تمبر با تف روش می چسبونه و جعبه رو می زنه زیر بغلش و از خوابگاه خارج می شه ...
.:. لَخــــتی بــــــــــــــــــــــــــعد .:.
هـِر هـِر کـِـر کـِــر ...
<<< پایانِ قسمتِ دوم >>> 
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبل#دنبالر نامه رو مي خونه، دستاشو به هم مي ماله و با اشتياق به جعبه اي كه رو به روش، روي ميزه نگاه مي كنه..
فنچ يكدفعه بارقه ي نوري رو مي بينه و در نهايت در جعبه باز مي شه و اون دنبالر رو در مقابل خودش مي بينه كه با نگاهي كه عفاف وي را زير سوال مي برد و بسيار حرام بود و ادامه ي چيزهايي كه در كتاب ديني سال دوم آمده، او را زير نظر داشت.
فریبا از جعبه بيرون مياد و اول از همه خودش رو چك مي كنه كه هيچ گونه خراشي برنداشته باشه، بعد به خاطر عزت نفس فوق العاده و ايولي كه داشته، نگاهش رو پايين مي اندازه و سرخ مي شه و هنگامي كه دوربين مشغول نشان دادن مناظر طبيعي اطراف بيرون از پنجره كه شامل #آنــا @آناهیتا و کتی آويزان از لبه ي آن نيز بود، سرش رو بلند مي كنه و با نيتي شيطاني ِ از پيش تعيين شده اش با کتی، لبخند شديدا معني داري به دنبالر مي زنه!!
دنبالر هول مي شه و دست و پاش رو گم مي كنه؛
- من.. من.. خب بهتره با مسئول خبرها صحبت كني.. فردا ساعت هفت صبح يادت نره..!!
اين رو مي گه و از اتاق خارج مي شه. فنچ پوزخندي مي زنه و فقط به پول فكر مي كنه..
- ديدي ديدي! نه جون من اون مردك رو ديدي؟!
#رضـا @reza p و کتــی كه در تمام اين مدت دماغ ها را به شيشه چسبانده بودند، مشغول بحث بودند. رضا در وجودش تمايل شديدي به دنبالر پيدا كرده بود و کتی داشت به او چشم غره مي رفت.
پس از پانزده دقيقه انتظار در باز و شخصي وارد اتاق شد و قلب فنچ با ديدن او سرشار از خراش گشت..!! در اين بين وجدانش پيوسته به او گوشزد مي كرد كه به خاطر اين پرپر شدن ها کتی وي را ***، ولي اهميتي نداد و خودش هم بالهای ِ خودش را خراشيد!!
شخص تازه وارد به طرف فنچ آمد، نگاهي به وي انداخت ، دستش را دراز کرد و کفت؛
- من #دکتر-دنبالرم ... نقشه ی پلیدِ شما توسط کاربرانِ همیشه بیدارِ دنبالر شناسایی شد ... منتظر عواقب کارتون باشید!