دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه خفتند به غير از من و پروانه و شمع................... قصه ما دو سه ديوانه دراز است هنوز...

1391/05/21 - 17:17 در شب نامه
1 ديدگاه
فردایی دیگر

دلم آشفته آن مايه ناز است هنوز
دلم آشفته آن مايه ناز است هنوز
مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز

جان به لب آمد و لب برلب جانان نرسيد
دل به جان آمد و او برسر ناز است هنوز

گرچه بيگانه زخود گشتم و ديوانه زعشق
يار عاشق كش و بيگانه نواز است هنوز

خاك گرديدم و بر آتش من آب نزد
غافل از حسرت ارباب نياز است هنوز

گرچه هر لحظه مدد مي دهدم چشم پرآب
دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز

گر چه رفتي، زدلم حسرت روي تو نرفت
در ِ اين خانه به اميد تو باز است هنوز

همه خفتند به غير از من و پروانه و شمع
قصه ما دو سه ديوانه دراز است هنوز

اين چه سوداست عمادا كه تو در سر داري؟
وين چه سوزي است كه در پرده ساز است هنوز

عماد خراسانی.

14 سال و 1 ماه و 14 روز و 1 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)