دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

توی هق هق هاش اینو شنیدم که میگفت قرار بوده عید فطر با باباش صحبت کنه و راضیش کنه که بره خونه ی همسایه واسه خواستگاری....

1391/05/22 - 16:14
11 ديدگاه
امیرفال

همیشه شکر کردم اتفاقایی که پیش میومده رو ... اما هق هق های علی داره مجبورم میکنه که کفرشو بگم...

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 36 دقيقه قبل
مـِـلـפבےܓܨ


بازم شکرش رو بگو ... ب خودش قسم ک هیچ کارش بی حکمت نیس

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبل
امیرفال

نه. چیزیش نشده. اما میدونم که قلبش می ایسته همین امروز

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 29 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)