دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حال دلم ز حال تو ،هست در آتشش وطن / چشمم از آن دو چشم تو ،خسته شده‌ست و ناتوان / بازنشان حرارتم ز آب دیده و ببین / نبض مرا که می‌دهد هیچ ز زندگی نشان؟ / ... ![حافظ]

1391/05/23 - 00:58 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان

آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود
گو نفسی که روح را می‌کنم از پی اش روان


ای که طبیب خسته‌ای روی زبان من ببین
کاین دم و دود سینه‌ام بار دل است بر زبان

گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمی‌رود آتش مهر از استخوان

14 سال و 1 ماه و 9 روز و 8 ساعت و 4 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)