دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز از صبح هلال احمر بودم گفتن پتو کم دارن رفتم با پولایی که پس انداز کرده بودم چندتا پتو خریدم دیدم با اینا که چیزی نمیشه پاشودم رفتم خونه ی یکی از فامیلامون که اونقدر پول دارن که یه اهر دیگه بسازن....به زنش گفتم جریانو دخترش گف مامان اون پتوهای کهنه رو بدهمامانش گف باید از بابات اجازه بگیرم (اخه من میدونم بدون اجازه ی تو اون شوهرت اب نمیخوره بگو نمی خوام بدم)بعدش که کنار دخترش نشسته بودم دیدم یه دسبند خوشگل دستشه گفتم بهارک اینو کی خریدی گف دیروز 2 ملیون دادم!!!!!!!!!!!!!!!!!ای خدا کاش ماها به جای اونا میمردیم کاش...

1391/05/24 - 01:01
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)