دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به روز دوتا خانوم از خاطرات لاغریشون برای هم میگفتن؛اولی گف:من انقدر لاغربودم که هروقت ميرفتم حموم مامانم سرچاهوبايه چيزي ميبست که توش نيفتم!دومي گف:اينکه چيزينيس من يه بارآلبالو رو با هسته اش قورت دادم همه ميگفتن زري خانم حامله اي؟؟

1391/05/24 - 12:29 توسط موبایل در جنس مخالف

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)