دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اصن بذارید قضیه رو از اول بگم / پسرعموم نمیدونم چرا اومد سر کلاسم نشست ترم قبل / حالا تو کلاس من به یکی از پسرا جزوه دادم رفته گفته الهه فلانه بعد منم اصن عصبانــــــی / صبح مامانم زنگید بابام که امروز زود بیا خونه کارت دارم / بابام اومد / مامانم گفت رضا اینجوری گفته / منم همونجا بغضم ترکید گفتم هرچی بَده واسه خونواده ما بده / بعد گفتم اگه #[!] رضا خیلی غیرت داشت شماره منو نمیداد به دوستش که مزاحمم بهش / حالا پسره ازم جزوه گرفته رفته همه جا گفته این بنده خدا مزاحمم شده / تازه فهمیدم چرا رضا اینجوری گفته / گفته من رفتم کلاس ، الهه اصلا منو تحویل نگرفت / ینی انتظار داشتی ماچت کنم نکبت شامپانزه ؟ / بابام گفت حالا جدی مزاحمت شده ؟ گفتم نه بخدا طفلی فقط اس داده جزوه بیار حالا این رضا اینجوری میگه / گفت من میدونم محیط دانشگاه چطوریه و اینجور چیزا عیبی نداره / خلاصه دیگه پسرعموم با خاک کوچه یکسان شد منم همچین دلم خنکید اصن مرسی بابا

1391/05/24 - 14:02 در بروبکس توییت
10 ديدگاه
./ DoostDar ./

پسر عموتُ دیدی یه چی بهش بگو خودتم لهش کن

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبل
الهــــ ه

اون که صددرصد
کلا مثه سگ ازم میترسه بدبخت پشت سرم میحرفه !
چون وقتی جلو روم گفته لهش کردم و همچین اساسی خفه شده

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبل
الهــــ ه

حیف که هم دانشگاهیم نیس ! ولی جلو فامیل قبلا آسفالت و قیرگونیش کردم
با اون ماشینای مخصوص آسفالت هم از روش رد شدم

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبل
الهــــ ه

دوسی

محمد اصن اشکمون دراومد اساسی

سمیه : دخترا شیرن مثه شمشیرن

14 سال و 1 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 22 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)