بازمیآیم به سویت با دو چشم تار و گریان / آی آذربایجانم، آتشت افتاده برجان / ای سپند سربلندم، سرزمین نور و ایمان / بیقرار و سوگوارم، در غمت بنشسته نالان / خشم کور آسمانها، هستیات را کرده ویران / روی خاکت گرد ماتم، سینهات آماج توفان / کو به کو افتاده هر سو پیکری درهم شکسته / اشک گرمی آه سردی سینهای از غم پریشان / ای دلیر آذری ای خونبهای ملک ایران / ای گذشته از سر و جان در رهش همواره آسان / من به هر جا از تو گویم با تو گریم با تو مویم / تا جهان باشد به جا، من با تو دارم عهد و پیمان / ... !
1391/05/25 - 14:38 در
بروبکس توییت
هماارژنگي
14 سال و 1 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 51 دقيقه قبل