دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دو سال پیش من شبا با لیزر گربه هارو اینور اونور میبردم یعنی لیزر مینداختم یا ملتو سر کار میذاشتم یا گربه هارو اذیت میکردم هر شب کارم این بود مثلا میندازی کنار گربه میدوه دنبالش بعد بندازی اونور لیز میخوره اگر هم لیزر روی دیوار بندازی گربه فاصله میگیره با سرعت تمام میاد میپره میخوره تو دیوار! خلاصه یه شب دعوا شده بود تو کوچه ساعتای یک دو بود پلیس هم اومده بود من داشتم با گربه ها بازی میکردم از تو بالکن ملت هم اونجا وایسادن یه باره یه فکر شیطانی زد به سرم لیزر انداختم روی ک و ن این پلیسه گربه خیز گرفت با تمااااااام سرعت از او سر کوچه دوییییییید اومد بپره سمت لیزر پلیسه چرخید سوار ماشین بشه دید گربه رو هوا داره باااااا تمام سرعت میره سمتش لامصب قفل کرده بود پلیسه در همین حین گربه با کله رفت اونجای پلیسه حالا پلیسه از درد افتاد رو زمین گربه هم فرار منم داشتم درو دیوارو گازمیزدم همکارش سوار شد دید پلیسه نیست هنگ کرد اومد گشت دید همکارش رو زمین خودشو پیچونده تو خودش بعد برش داشتن خوابوندنش صندلی عقب ماشین بردنش اونشب تا صبح من تو بالکن فقط درو دیوار میجووییدم

1391/05/25 - 15:29

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)