دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رخت عزا تن کن که از اندوه لبریزم / امشب شبیه دختران خاک تبریزم / آه ای چگوری* کوک کن آن ساز زخمی را / امشب، سیه‌پوش‌ام، عزادارم، غم‌انگیزم / ... !

1391/05/25 - 22:22 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

خوابیده بودم در پناه گرم آغوش‌اش
ای کاش می‌مردم به جای آنکه برخیزم

ای کاش چشم‌ام کور می‌شد تا نمی‌دیدم
وقتی که می‌بلعید نابودی، همه چیزم

اینجا کنار بستر خاموش و خون آلود
آرام در خلوت، کنارش اشک می‌ریزم

با خاطرات روشن آن روزهای خوب
با این غبار مرگ، بر جان‌اش، گلاویزم

معشوقه‌ی اشباح غمگین و جوان‌ام من
آواره‌ی این روستاهای بلاخیزم

مرداد، ماه مردن خورشید مغرب بود
بی‌ تو، عزیزم، روزهای زرد پاییزم


*
چگور به تعریف دهخدا: [ چ ُ] (ترکی ، اِ) چگر. قسمی ساز روستایی.
نوعی ساز سیمی ساده که بیشتردر میان ترکمانان متداول است.

14 سال و 1 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)