دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تمام روز,تمام روز...رها شده چون لاشه ای بر اب به سوی سهمناک ترین صخره پیش رفتم,نمیتوانستم ,دیگر نمیتوانستم...صدای پایم از انکار راه برمی خاست و مهره های نازک پشتم از حس مرگ تیر کشیدند...و یاءسم از صبوری روحم وسیع تر شده بود...و ان بهار,و ان وهم سبز رنگ,که بر دریچه گذر داشت,با دلم میگفتنگاه کن!!!تو هیچگاه پیش نرفتی...تو فرو رفتی؟؟؟))

1391/05/26 - 16:22 در فـــروغ فـــرخــزاد
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)