دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@ســجـی سجاد و جواد @jpmfm در رستورانی نشسته بودند. جواد با همان لقمه ی اول فلفلی خورد و اشکش درآمد....سجاد گفت چی شد؟ چرا گریه می کنی؟ ....جواد از شیطنت نگفت فلفل تند بوده تا سجاد نیز گر بگیرد که جواد گفت : هیچی یاد داداشم افتادم که اعدامش کردن..... سجاد همدردی کرد و او هم لقمه ای با فلفل در دهان گذاشت و اشک او هم در آمد. و بعدش جواد بهش گفت چی شد؟ تو چرا گریه می کنی؟...سجاد گفت : گریه ام گرفته که چرا بجای داداشت، شومپت دروغگویی مثل تو رو اعدام نکردن

1391/06/01 - 01:34

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)