نقطه...........دیگر سر خطی وجود ندارد..........دیگر عشقی نیست..............و دیگر گوشهایی نیست که بگویم دوستت دارم...............نقطه...........فقط نقطه ها مانده اند................و من................و غنچه اشتیاقی که نشکفته پژمرد.............اشتیاق دیداری دوباره............نقطه.............پایان همیشه تلخ نیست..............پایان همیشه نبودن نیست................من از صفحه بعد دوباره اغاز میکنم..........دوباره بودن را میآموزم................نقطه..............دلتنگم................ولی همین امشب معجون فراموشی را سر میکشم...........لای همین اشک ها.............ولی یادم نمیرود عاشق بودم..............و چه بی ریا عشق ورزیدم........یادم نمیرود مشتاق بودم............نقطه............یادم نمیرود.............دلتنگ بودم...........یادم نمیرود شکستم..............دکتر شریعتی.............من بازهم فصل دوست داشتنت را میخوانم................من باز هم عاشق میشوم............دنیا همیشه جدایی دارد.................تنهایی دارد............و نقطه هایی که خط بعدی ندارند..............ولی من از سر خط باز اغ