Mehdi
هی تویی ک حال مرا نمیفهمی!......... خودت را تصور کن بی او..میفهمی حال مرا بی تو.......!
Mehdi
به تو می اندیشم به تو و تندی طوفان نگاهت بر من به خود و عشق عمیقت در تن به تو و خاطره ها… که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم…
Mehdi
از تمام پنجره هایی که تلالو نگاه مرا به من یادآور نمیشوند...............بیزارم...........از سکوت دیوارهایی که...........تو را از من میگیرند و وقتی اشکهایم را میبینند...........حتی دلداریم نمیدهند............بیزارم..........از تمام جاده ها..........جاده های خاکی که..............فقط غم دلتنگی را..........به من هدیه میکنند...........بیزارم................و از فرداها..............از تقویمی که پیش روست........و روزهای نبودنت را به من نشان میدهد..............از آیندهای که حسرت نداشتنت را...............با پوزخندی مضحک......به من یادآور میشود..........بیزارم...........از تمام نگاه ها .............به غیر از نگاه تو............بیزارم........گویی هیچ نگاهی...........زلالی و پاکی نگاه تو را ندارد........و تمام شعر ها و ترانه هایی که.............مرا به یاد تو نمیاندازد............آری بیزارم..............بگذار همه بدانند من بیزارم از هرچه نامش فاصله ست.............از هر چه که نامش را جدایی میگذارند............و من میسوزم از عشق........و هیچ کس نمیفهمد...............هیچ کس نمیبیند.......
Mehdi
نقطه...........دیگر سر خطی وجود ندارد..........دیگر عشقی نیست..............و دیگر گوشهایی نیست که بگویم دوستت دارم...............نقطه...........فقط نقطه ها مانده اند................و من................و غنچه اشتیاقی که نشکفته پژمرد.............اشتیاق دیداری دوباره............نقطه.............پایان همیشه تلخ نیست..............پایان همیشه نبودن نیست................من از صفحه بعد دوباره اغاز میکنم..........دوباره بودن را میآموزم................نقطه..............دلتنگم................ولی همین امشب معجون فراموشی را سر میکشم...........لای همین اشک ها.............ولی یادم نمیرود عاشق بودم..............و چه بی ریا عشق ورزیدم........یادم نمیرود مشتاق بودم............نقطه............یادم نمیرود.............دلتنگ بودم...........یادم نمیرود شکستم..............دکتر شریعتی.............من بازهم فصل دوست داشتنت را میخوانم................من باز هم عاشق میشوم............دنیا همیشه جدایی دارد.................تنهایی دارد............و نقطه هایی که خط بعدی ندارند..............ولی من از سر خط باز اغ
Mehdi
دعایم گرچه گیرانیست....دعایت میکنم هرشب.... نمیدانم چه میخواهی از او خواهم برای تو.... هر آنچه در دلت خواهی
Mehdi
چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج
Mehdi
توگفتی:تاشقایق هست زندگی بایدكرد!شقایق هست،اماعشق به زندگی نیست
Mehdi
غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست....
Mehdi
باران که می بارد همه چیز تازه می شود حتی داغ نبودنِ تو . .