دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فروغ (با لهجه شیرازی) : شما حرومم کردین. من که در بند حروم و حلالش نبودم. در بند ان کهد آقام نبودم. مهر شما به دلوم بود و کلوم خدا به لبوم. حبیبا... بذارین، بذارین یکی ام باکره یائسه بشه. امروزم که پاشدم، دست کردم حافظو از سر بخاری ورداشتم، فال گرفتم. این غزل در اومد: ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش. حافظ دروغم نمی گه. همشهریمه. همدردمه. از وقتی قدوم به سر طاقچه رسید، سر طاقچه یه قرآن دیدوم، یه حافظ... سوته دلان - زنده یاد، علی حاتمی

1391/06/01 - 18:52 در دیالوگ‌های ماندگار
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)