دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه شب بدی است ، احساس یک خستگی تلخ و بیزاری می کنم!مثل مردی که چیزی گم کرده باشد،چیزی؟نه،مثل مردی که همسرش را یا معشوقش را مثل پدری که فرزندش را ... یا مثل نویسنده ای که قلمش را گم کرده باشد و روزها و شب های پیاپی همه جا را گشته و دویده و نیافته و اکنون خسته و مأیوس به بستر زشت و سرد و منفورش برگشته باشد!چرا به بسترش برمی گردد؟به خانه اش می آید؟ آخر شب است . دو بعد از نیم شب؛ دیگر نمی توان جایی جز خانه بود...

1391/06/02 - 11:11 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)