دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شُكر پر اشكم نثارت باد ... خانه ات آباد اي ويراني سبز عزيز من ... اي زبَرجَد گون نگين خاتمت بازيچه ي هر باد ... تا كجا بردي مرا ديشب؟! ... با تو ديشب تا كجا رفتم ... ! [مهدی اخوان ثالث]

1391/06/05 - 14:40 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

با تو ديشب تا كجا رفتم
تا خدا وانسوي صحراي خدا رفتم

من نمي‌گويم ملايک بال در بالم شنا كردند
من نمي‌گويم كه باران طلا آمد
ليك اي عطر سبز سايه پرورده
اي پري كه باد مي‌بردت
از چمنزار حرير پر گل پرده
تا حريم سايه‌هاي سبز
تا بهار سبزه هاي عطر
تا دياري كه غريبي هاش مي آمد به چشم آشنا رفتم

پا به پاي تو كه مي بردي مرا با خويش
همچنان كز خويش و بي خويشي
در ركاب تو كه مي رفتي
هم عنان با نور
در مجلل هودج سر و سرود و هوش و حيراني
سوي اقصا مرزهاي دور

تو قصيل اسب بي آرام من
تو چتر طاووس نر مستم
تو گرامي تر تعلق
زمردين زنجير زهر مهربان من

پا به پاي تو
تا تجرد تا رها رفتم

غرفه هاي خاطرم پر چشمک نور و نوازشها
موجساران زير پايم رام تر پل بود
شكرها بود و شكايتها
رازها بود و تأمل بود
با همه سنگيني بودن
و سبكبالي بخشودن
تا ترازويي كه يك سال بود در آفاق عدل او
عزت و عزل و عزا رفتم

چند و چونها در دلم مردند
كه به سوي بي چرا رفتم

شكر پر اشكم نثارت باد
خانه ات آباد اي ويراني سبز عزيز من
اي زبرجد گون نگين خاتمت بازيچه ي هر باد
تا كجا بردي مرا ديشب؟!
با تو ديشب تا كجا رفتم!

14 سال و 26 روز و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)