دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ــم ... چه حربه ها خوردم از تنها ئی زندگی .... پلید و شوم و بی رنگ بود ضمضمه های غریبانه ی غریبان ... مسموم حضور دیگران صحنه ی وجودت را تار کرد ... من ندیدم ... نشنیدم .. حس کردم ... رفتی و باغبان بی گل شدم .. خواستم بمانم .. اما بی تو نفس کشیدن حرامم شده .... حاصل عمری تنهائی عاقبت تنهائی شد ... من خودفریبانه میماندم و خود خواهانه نفس میگرفتم .... حال هنگام رفتن است .. عجیب دلم تنگ است .. غریب روزهایم بی رنگ است .. اکنون که صحنه ی حضورت خالی است ... شب و روز کار من بیداری است .. " چرک نویس احساس"

1391/06/05 - 16:15 در Im in love
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)