دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رها
رها
raha__lover
1391/06/05 - 16:36
1 ديدگاه
رها

می نوشتم از این همه دوری

که دل من برات یک ذرّه...

زیر زخمت نفوذ می کردم

مثل یک قارچ در ته درِّه...

رشد می کرد در سرم چیزی



شک به شهری که گم شده از ترس

در خیابان...میان کولی ها

شک به دستان کوچکت وقتی

توی جیبش گذاشت دنیا را

جز منی که همیشه سردم بود



من همان فالگیر پیرم که

کف دست تو را بلد می شد

مثل یک آشنا می آمد بعد

مثل یک ناشناس رد می شد

لا به لای خطوط دستانت



سبز می شد تمام جنگل ها

زیر پای زمین..بدون تو

منتظر مانده ام که برگردی

از همان راه های بی دررو

از مسیری که من نمی بینم



باز آهسته می روی از من

بعد تو هیچ کس کنارم نیست

حال ِاین چشم های بی باران

مثل دمپایی خودت ابری ست

ابر یعنی ببار بعد از من...

14 سال و 26 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)